تو از يک راه رفته اي اما دل من …
هزار راه مي رود برايت
هي رفيق !
بدون چتر کنارم قدم نزن ، خيس دلتنگي هايم ميشوي
دنياي من ابري تر از آن است که فکرش را ميکني
مريضم . . .
چشمهايم درد مي کند . . .
تب دارم . . .
اينهمه صغري کبري چيدن نميخواهد
تو نيستي
دارم مي ميرم !
سعي کن عاشق کسي بشي که اگه سرتو رو شونه هاش گذاشتيو خوابت برد
سرتو رو زمين نزاره !
سال ها دويده ام …
با قلبي معلق و پايي در هوا
ديگر طاقت روياهايم تمام شده است
دلم رسيدن ميخواهد !
چرا کرم ترک دل نداريم ؟
يعني پاشنه ي پا از دلمون مهمتره !
دلم داره ميترکه
گذشتم ، گذشتي !
من از يک دنيا براي تو و تو از من براي …
سلامتي رفيقي که وقتي بهش ميگي دلم گرفته بيا بريم بيرون
فقط يک کلمه ميگه “ساعت چند” ؟